اکثرردیف های معتبرروایات استادان گذشته بسیارجامع ومختصربه نظرمی رسد
قسمتي ازمقاله رديف ورديف نوازي-استاد مجيد كياني
موسیقی در هیچ فرهنگ نوشتنی نیست بلکه تمام آوانگاری ها حتا اروپا برای یادآوری وکمک آموزشی وکمک حافظ برای اجرا است .بنابراین حفظ آن ها به خصوص در فرهنگ هایی که موسیقی آن ها براساس تکنوازی وبافت ملودیک می باشد از ضروریات مهم آن موسیقی تلقی می شود زیرا علاوه بر تکنولوژی و بافت ملودیک بودن موسیقی ویژگی مهم دیگر آن موسیقی تلقی می شود. زیرا علاوه بر تکنولوژی وملودیک بودن موسقی ویژگی های مهم دیگر آن بداهه نوازی و بدیهه سرایی در شرایط زمان است که در این صورت نوازنده یا خواننده حتماً باید تمام انگاره ها و طرز جمله بندی انها را در خاطره ی خود و یا به عبارتی در سینه خود محفوظ داشته باشد تا بتواند همچون زنبور عسل از واژگان زبان موسیقی حداکثر بهره را برای سرودن نغمات زیبا به کار برد بنابراین روش شفاهی وحفظ تمامی انگاره ها کمک مؤثری برای حفظ وتداوم و زنده بودن آن بوده است و از طرفی حفظ کردن تکرار آن چندین حسن دیگر را نیز در بر دارد از جمله : ساختار موسیقی به تدریج روان وجذاب می شوند .به تدریج به جای آن که توسعه بی رویه وگسترش نامعقول یابند. بلکه به تدریج خلاصه و به صورت اعجاز در می آید که موضوع فوق خود یکی از زیبایی های سنت و ادب ما ایرانیان است . به همین جهت اکثر ردیف های معتبر روایات استادان گذشته بسیار جامع ومختصر به نظر می رسد در حالی که هر انگاره و یا گوشه ی موسیقی می تواند مدت زمان بیشتری ادامه یابد . که البته این موضوع هنگام اجرا در شرایط زمان ومکان در صورت نیاز به وجود خواهد آمد. همچنین حفظ و تکرار ردیف در حافظه به تدریج باعث شناخت درک عمیق موسیقی وچگونگی ساختار آن در خاطره ی نوازدنده یا موسیقیدان می شود که با مرور زمان به تدریج موسیقیدان تمامی آنچه را که روزی آموخته است فراموش می کند و این زمانی است که شخص مورد نظر ،تمام دانش موسیقایی خود را در خاطره ی ناخود آگاه و یا به عبارتی بهتر سینه ی پاک خود جای داده است .
درسی نبود جز آنچه در سینه بود در سینه هر آنچه هست درسی نبود
صد خانه کتابخانه سودی ندهد باید که کتابخانه در سینه بود