هنرمند موسيقي همان شنونده يا همان مخاطب است. مثلا يك نوازنده موسيقي بايد خودش را جاي مخاطب يا شنونده قرار بدهد . انگار كه خودش هم دارد اين نغمات را مي شنود . در اين صورت است كه موسيقي دلنشين مي شود. همينطور در برنامه تمريني هم بايد شنيدن را بگنجاند.
شنيدن خوب موسيقي كار چندان آساني نيست ؛ مخصوصاً براي ما انسانهاي اين عصر! . چون ذهنمان پر از اطلاعات موقت و قديمي مزاحم در لحظه ( ذهنيت ) است. و اين مانع قرار دادن فكر در جهت حركت نغمه موسيقي مي شود.
ما در هنگام استماع موسيقي يا داريم با خود گفتگوهاي ناخاسته دروني مي كنيم ( مثلاً : اين قطعه شبيه فلان آهنگ است يا چقدر زيباست و ...) يا تصوير و خاطره اي در افكار ما ظاهر مي شود . يا هيجان غم و شادي برما غالب مي شود و ... مجموع اينها مانع اتصال واقعي ما به جريان اصلي موسيقي مي شود.
بنابراين ما روزانه كلي آهنگ مي شنويم بدون اينكه حتي بدانيم اينهارا درست نشنيده ايم و دائماً پيام داديم تا پيام گرفته باشيم.
ذهن مردم قديم خيلي خالص تر از مردم الآن بود . وقتي مورد سماع قرارمي گرفتند كاملاً گوش جان مي سپردند. ادامه مطلب بزودي